«محصولات ارزان» اکنون در واقع محبوبیت بیشتری پیدا کردهاند. به دلیل این روشهای جدید مدیریت هزینهها بدون وارد شدن به بودجه و بدون به خطر انداختن کیفیت، تدارکات جهانی در حال تغییر الگو است. طبق گزارش اخیر مککینزی، هزینههای جهانی برای تدارکات سالانه حدود 10 تا 15 درصد افزایش خواهد یافت و فضای رقابتی بیشتری را در بین تولیدکنندگانی که مایل به ارائه راهحلهای نوآورانه و کمهزینه با سرعت بالا هستند، ایجاد میکند. شرکت صنایع نساجی ژونگشان ایونشاین، به عنوان رهبر صنعت سفارشیسازی حرفهای، تقاضا برای مچبندها را درک میکند، تسمه یا طنابو بند کفش نه تنها در ملاحظات بودجه، بلکه در الزامات شخصیسازیشده در طیف متنوعی از بازارها نیز مورد توجه قرار میگیرد.
پیشبینی میشود که بند کفش محصولات به دلیل اتکایشان به فناوری پیشرفته و استراتژیهای زنجیره تأمین سادهشده، در آینده رونق خواهند گرفت. تحقیقات انجامشده توسط Deloitte نشان داد که شرکتهای نوظهور از ابزارهای دیجیتال برای بهرهوری و انعطافپذیری بیشتر در تدارکات بهره زیادی میبرند. تعالی از طراحی تا کالاهای نهایی چیزی است که ما در Eonshine تضمین میکنیم تا در خط مقدم این روند باشیم. بدین ترتیب، ما به سمت مدیریت این صنعت پیچیده هدایت میشویم و در عین حال با پذیرش رویکرد تولید جامع، مزیت پایداری را در بازار بسیار رقابتی محصولات کمهزینه برای ذینفعان خود فراهم میکنیم.
با نگاه به سال ۲۰۲۵، میتوان نوعی تکامل در توسعه محصولات لوکس در مقابل محصولات اقتصادی را پیشبینی کرد. برندهای بزرگ با تغییر ساختار محصولات خود و جستجوی ایدههای نوآورانه، خود را برای رویارویی با این چالش آماده میکنند. اقدام اخیر یک شرکت بسیار موفق پوشاک ورزشی که برند کفشهای کتانی خود را فروخت تا به عرصه لوکسسازی وارد شود، به خوبی این رویه را خلاصه میکند. این فعالیتها بر لزوم ورود برندها به اشکال جایگزین تنوع محصولات تأکید دارد، محصولاتی که برای ترجیحات جدید مصرفکنندگان مناسبتر باشند، اما از نظر اقتصادی نیز مرتبط باشند. در حال حاضر، پایداری در جوانه زدن علاقه به برخی از این محصولات کمهزینه که کیفیت را با حداقل هزینه حفظ میکنند، نقش داشته است. این شرکتها اکنون در حال صرف هزینه اضافی برای استخدام تأمینکنندگان مواد سازگار با محیط زیست هستند که روشهای تولید را ساده میکنند. به هر حال، برخی از خریدها کاملاً جذب طرحهایی مانند خرید یک برند کودکان فرانسوی شدهاند - احتمالاً در آینده نیز همین مسیر را برای تنوعبخشی و بهبود ظاهر محصول طی خواهند کرد. این حرکت همچنین نشاندهنده یک ارتباط رو به بالا است، که در آن شرکتهای بزرگ باید مشارکتها و ادغامها را برای گسترش - مقیاس یا دستهبندیها - در یک بازار جهانی که به طور فزایندهای رقابتی است، تقویت کنند. ارزش و نوآوری همچنان محور استراتژیهای جدید عرضه جهانی در توسعه محصول هستند. ترجمه پایداری اقتصادی راه دیگری برای فرار است که اصول اخلاقی مناسب را تعیین میکند و نباید فراموش شود. در حال حاضر، این چالشهای تکاملی، و بنابراین استراتژیهای چابک، به عنوان ابزارهایی برای تطبیق، کار با و پیشبرد رشد از طریق سرمایهگذاری بر روی گزینه مورد نظر مصرفکننده مشتاق ۲۰۲۵ توسعه مییابند.
پایداری به طور اجتنابناپذیری و به طور فزایندهای تکامل یافته و به رکن اصلی استراتژیهای تدارکات جهانی تبدیل شده است، به خصوص که کسبوکارها برای جهانی بسیار متفاوت تا سال ۲۰۲۵ آماده میشوند. حرکت به سمت شیوههای پایدار یک روند گذرا نیست؛ این امر با افزایش تقاضای مصرفکنندگان برای محصولات سازگار با محیط زیست و فشار بیشتر نظارتی بر شرکتها تشدید میشود. طبق یک نظرسنجی جدید که توسط مشاوران مککینزی و شرکا انجام شده است، ۸۰ درصد از مدیران موافقند که پایداری برای آینده شرکتهایشان مهم خواهد بود، که نشان دهنده تغییر عمده در اولویتهای شرکتها در چند سال آینده است.
در این معادله مدرن، به تیمهای تدارکات مسئولیت بیشتری برای تهیه محصولاتی که با شیوههای پایدار مطابقت دارند، داده شده است. شورای رهبری تدارکات پایدار خاطرنشان کرده است که سازمانهایی که در زنجیرههای تأمین خود بر پایداری تمرکز میکنند، در واقع میتوانند به حدود ۱٪ صرفهجویی و نوآوری دست یابند. استراتژیهای تدارکات پایدار، کاهش ضایعات را ترویج میدهند و در عین حال تضمین میکنند که شرکتها عملیات کارآمدتری داشته باشند، مانند مورد یونیلیور که در تلاش است تا تمام مواد اولیه کشاورزی خود را به صورت پایدار تهیه کند.
علاوه بر این، ادغام استراتژیهای تدارکات پایدار نه تنها درک عمومی را ارتقا میدهد، بلکه وفاداری مصرفکنندگان زیستمحیطی را نیز تضمین میکند. گزارشی از نیلسن نشان داد که ۶۶ درصد از مصرفکنندگان حاضرند برای محصولات برندهای پایدار هزینه بیشتری بپردازند، که این امر انگیزه اقتصادی برای کسبوکارها جهت اصلاح استراتژیهای تدارکات جهانی آنها ایجاد میکند. در حالی که سازمانها برای غلبه بر موانع محصولات کمهزینه و پایداری تلاش میکنند، باید فرآیندهای تدارکات خود را مطابق با ارزشهای مصرفکننده و چارچوبهای نظارتی بازطراحی کنند تا آیندهای پایدارتر در تأمین جهانی تا سال ۲۰۲۵ رقم بزنند.
در چشمانداز تدارکات جهانی که به سرعت در حال تغییر است، تصمیمگیری مبتنی بر داده برای سازمانهایی که استراتژیهای بودجهای محدودی دارند، ضروری است. کسبوکارها همیشه به دنبال راههایی برای هدایت کارآمد منابع خود با هزینههای کمتر هستند، جایی که هوش مصنوعی به عنوان یک اهرم حیاتی ظهور کرده است. با ترکیب تجزیه و تحلیل دادهها، هوش مصنوعی تصمیمات آگاهانهای را به تیمهای تدارکاتی که مسیرشان با محدودیتهای بودجهای محدود شده است، ارائه میدهد.
ادغام هوش مصنوعی در استراتژیهای تدارکات با بودجهی کم، شرکتها را قادر میسازد تا روندهای بازار را پیشبینی کنند، عملکرد تأمینکنندگان را ارزیابی کنند و فرصتهای صرفهجویی در هزینه را شناسایی کنند. به عنوان مثال، از طریق الگوریتمهای یادگیری ماشین، این فناوریها میتوانند الگوهای هزینههای تاریخی را تجزیه و تحلیل کنند تا به متخصصان تدارکات کمک کنند تا حوزههای ناکارآمد را شناسایی کرده و شرایط سودمند را با تأمینکنندگان مذاکره کنند. بنابراین، هوش مصنوعی، بازسازی مبتنی بر بینش تخصیص منابع را به صورت تصادفی انجام میدهد که به موجب آن هر دلار برای پشتیبانی از اثربخشی شرکت صرف میشود.
هوش مصنوعی همچنین شرکتها را قادر میسازد تا مدیریت ریسک را در حوزه تدارکات جهانی گسترش دهند. برخی از الگوهای تأمین ژئوپلیتیکی ممکن است در سنجش عوامل خطر در هنگام بروز آنها کمک کنند. این امر در مورد محصولی با بودجه کم بسیار ضروری است، جایی که جدا از اینکه با بودجه مغایرت دارد، معمولاً در مورد آسیبپذیریهای احتمالی نیز نگران است. سازمانی که دقیقاً میداند چگونه هوش مصنوعی را در تصمیمات خود به کار گیرد، نه تنها از پیچ و خم تجارت بینالمللی جان سالم به در میبرد، بلکه جیب خود را نیز حفظ میکند.
در سناریوی مداوم تدارکات جهانی، سازمانها استراتژیهای نوآورانهای برای کاهش هزینهها ایجاد میکنند تا با افزایش سطح رقابت، خود را سرپا نگه دارند. تولید فراساحلی در بین اکثر شرکتها به عنوان یکی از قدرتمندترین روشهای دستیابی به هزینه پایین اما تضمین کیفیت بهتر محصول، محبوب شده است. انتقال تولید به خارج از کشور به سرمایهگذاری در هزینههای پایینتر مرتبط با نیروی کار، در نتیجه هزینه مواد کمتر و اساساً یک زنجیره تأمین انعطافپذیر کمک میکند. این امر به شرکتها اجازه میدهد تا بودجههای بهینهتری داشته باشند و توانایی تنوعبخشی به قابلیتهای تولیدی خود را داشته باشند.
با توجه به ساختار قیمتگذاری و صرفهجویی به مقیاس، تولیدکنندگان فراساحلی فضای بسیار بیشتری برای پاداش دارند. نرخ خرید مواد اولیه ارزانتر میشود زیرا شرکتها میتوانند مواد مورد نیاز خود را از نقاط کمهزینهتر جهان که منابع فراوانی دارند، خریداری کنند. با افزایش همکاری آنها با شرکای فراساحلی، میتوان تولید را تسریع کرد و سرعت را به بهرهوری و همچنین بازاریابی زودهنگام برای محصولات کمهزینه رساند. شرکتها همیشه در خط مقدم پاسخگویی به مشتریان خود بدون به خطر انداختن کیفیت آنها خواهند بود.
با این حال، تولید فراساحلی چالشهای زیادی دارد، زیرا شرکتها باید با ریسک سیاسی زیادی دست و پنجه نرم کنند، ارزهای خود را با نرخهای ارز متغیر تبدیل کنند و مقررات محلی مختلف را رعایت کنند. ارتباط قوی با شرکای معتبر و رویکردهای بسیار دقیق مدیریت ریسک، چنین تأثیرات ریسکی را در فرآیند کسبوکار از بین میبرد یا به حداقل میرساند. در نتیجه، با تضمین صرفهجویی در هزینهها بدون به خطر انداختن کیفیت یا پایداری، این امر سازمانها را قادر میسازد تا در بازار جهانی سال 2025 و پس از آن به طور رقابتی پیشرفت کنند.
تغییرات در رفتار مصرفکننده، به ویژه از نظر نیاز به کیفیت مقرون به صرفه، ویژگیهای دهه ۲۰۲۰ را مشخص کرده است. این تغییر، ارزش فزایندهای را نشان میدهد که مصرفکنندگان اکنون در مواجهه با ناامنی اقتصادی و دسترسی بیشتر به اطلاعات، برای «به دست آوردن بیشتر با قیمت کمتر» قائل هستند. خریداران امروزی باتجربه و نکتهسنج هستند. آنها برندهایی را میخواهند که بهترین قیمت و کیفیت را ارائه دهند و در عین حال ملاحظات اخلاقی و پایدار را در نظر بگیرند.
شرکتها در حال تنظیم برنامههای تدارکاتی خود برای برآورده کردن این خواستهها هستند، چرا که انتظارات مصرفکننده در ابتدا در حال تغییر است. این امر مستلزم ایجاد تعادل بین تحویل مقرونبهصرفه محصول و تضمین کیفیت محصول است، که در نتیجه برندها را وادار به نوآوری در زنجیرههای تأمین و فرآیندهای توسعه محصول خود میکند. پایداری، شفافیت و مسئولیت اجتماعی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافتهاند، زیرا مصرفکنندگان امروزه نه تنها به دنبال بهترین قیمت هستند، بلکه میخواهند با برندهایی ارتباط برقرار کنند که ارزشهایشان با ارزشهای آنها همخوانی دارد.
با ادامهی تغییرات بازار، کسبوکارها باید خود را با این ترجیحات مصرفکنندگان وفق دهند و در عین حال که هزینهها را پایین نگه میدارند، روی کنترلهای دقیق کیفیت سرمایهگذاری کنند. فناوری و تجزیه و تحلیل دادهها، استراتژیهای تدارکات را بهبود میبخشند که به برندها فرصتی برای پیشبینی روندها و پاسخگویی سریعتر به خواستههای مصرفکنندگان میدهد. با انجام این کار، آنها میتوانند با تأکید بر کیفیت مقرونبهصرفه، وفاداری و اعتماد لازم را برای حفظ جایگاه خود در فضای جهانیِ رقابتیِ فزاینده ایجاد کنند.
صحنه تدارکات جهانی با سرعت بالایی در حال تغییر است و این تحول به چگونگی شکلگیری مدلهای زنجیره تأمین در اشکال جدید آن مربوط میشود. مطمئناً، سازمانهای آینده قادر خواهند بود با استفاده از مدلهای خودساخته و با طراحی خوب که به شدت بر انعطافپذیری و پذیرش فناوریهای پیشرفته متکی هستند، بسیار کارآمدتر عمل کنند. این پدیده، سازمانها را در خودکارسازی و اتخاذ تصمیمگیری مبتنی بر داده، برای مشاهده بلادرنگ همه فرآیندها، به حداقل رساندن ناکارآمدی در رفتار فرآیندها و انطباق بسیار سریع با تغییرات بازار، در بر میگیرد.
مطمئناً، امیدوارکنندهترین پیشرفت در زنجیره تأمین، استقرار یادگیری ماشینی مبتنی بر هوش مصنوعی (AI) بوده است. این ابزارها شرکتها را قادر میسازند تا تقاضا را پیشبینی کنند، سطح موجودی را بهینه کنند و همکاری با تأمینکنندگان را بسیار بیشتر از قبل افزایش دهند. با این حال، آنها ضایعات محصولات کمهزینه را به حداقل میرسانند، زیرا مدیریت هزینه عامل مهمی در استفاده از این پیشرفتها است و نحوه پاسخگویی به نیازهای مصرفکنندگان را بهبود میبخشند، زیرا چابکی در جهانی که ترجیحات میتوانند یک شبه تغییر کنند، مورد نیاز است.
علاوه بر این، پایداری در خط مقدم هر استراتژی تدارکاتی در حال ظهور است. سیستمهای زنجیره تأمین پیشگام که از روشهای سازگار با محیط زیست پشتیبانی میکنند، نه تنها با یک چارچوب نظارتی در حال تکامل مطابقت دارند، بلکه برای جمعیتی که به طور فزایندهای به عنوان مصرفکننده آگاه هستند نیز مناسب هستند. آیا شرکتها نمیتوانند با تضمین استفاده مجدد و بازیافت محصولات، اصول اقتصاد چرخشی را اتخاذ کنند و از این طریق تصویر برند خود و در نتیجه وفاداری مشتری را تقویت کنند؟ برای ایجاد جا برای سازمانها در یک بازار جهانی که دائماً در حال تغییر است، باید پایداری و انعطافپذیری را همزمان بهینه کنیم.
مدیریت ریسک در استراتژیهای تدارکات با حداقل امکانات، با حرکت به سمت سال 2025 و در چشمانداز بسیار پویای تدارکات جهانی، از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. امروزه شرکتها با چالشهای فزایندهای برای به حداکثر رساندن ارزش و در عین حال به حداقل رساندن هزینه مواجه هستند و محصولات با حداقل امکانات - محصولاتی که با هزینه کم تولید میشوند اما کیفیت را فدا نمیکنند - برجستهتر میکنند. با این وجود، برخی از این استراتژیها، شرکتها را در معرض خطراتی قرار میدهند که ناشی از نوسانات بازار، تأخیر در زنجیره تأمین یا عدم قطعیت ژئوپلیتیکی است. از این رو، باید یک چارچوب مدیریت ریسک خوب وجود داشته باشد.
در یک واکنش فعال، باید به دنبال رویدادهای ریسکی بود که ممکن است در فرآیندها اختلال ایجاد کنند. شرکتها باید با تنوع بخشیدن به تأمینکنندگان خود یا تشکیل اتحادهای استراتژیک با تولیدکنندگان در مناطق مختلف، سرمایهگذاری در استراتژیهای تأمین منابع جایگزین را در نظر بگیرند. این امر خطر اتکا به یک منبع را کاهش میدهد و در صورت وقوع رویدادهای پیشبینی نشده، وسیلهای جایگزین برای سازگاری فراهم میکند. فناوریهای بلادرنگ برای تجزیه و تحلیل تمام اطلاعات مربوط به آسیبپذیریهای زنجیره تأمین، ممکن است به شرکتها اجازه دهد تا به سرعت عمل کنند.
علاوه بر این، سازمانها باید چیزی را که میتوان فرهنگ تابآوری نامید، ایجاد کنند، که به موجب آن، آنها به اندازه کافی با ذینفعان خود در مورد خطرات احتمالی و اقدامات لازم برای کاهش آنها شفاف باشند. تیمهای آموزشی در مورد انعطافپذیری شیوههای تدارکات، این تصمیمگیرندگان را قادر میسازد تا به سرعت به تغییرات واکنش نشان دهند. با اتخاذ این اقدامات توسط سازمانها، آنها در عین حال که برای رشد پایدار در شرایط غیرقابل پیشبینی بازار آماده میشوند، در برابر اختلالات از خود دفاع میکنند.
با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۵، با تغییر استراتژیهای تدارکات جهانی، روند فزایندهای از ابهامات نظارتی در رابطه با الزامات انطباق وجود داشته است. معرفی اخیر «اقدامات مدیریت امنیت دادههای موسسات بانکی و بیمه» یکی از شاخصهایی است که نشان میدهد سازمانها باید چارچوبهای حفاظت از دادههای خود را تقویت کنند. طبق گزارش شرکت بینالمللی داده (IDC)، هزینههای مربوط به انطباق تنها در سال گذشته ۲۰ درصد افزایش یافته است که ثابت میکند سازمانها باید منابع زیادی را برای پاسخگویی به خواستههای سختگیرانه نظارتی اختصاص دهند.
اگر سازمانی بخواهد با چالش انطباق با قوانین روبرو شود، باید مدیریت قوی دادهها را به استراتژی تدارکات خود اضافه کند. این مقررات جدید، سازمانها را ملزم به توسعه چارچوبهای کامل مدیریت ریسک، از جمله ممیزیها و ارزیابیهای منظم در رابطه با استفاده از دادهها، میکند. مطالعه Deloitte همچنین نشان میدهد که ۷۱٪ از سازمانها اکنون به طور جدی انطباق با قوانین را در تصمیمات تدارکات خود در نظر میگیرند، که این امر به اهمیت یک موضع پیشگیرانه در تطبیق شرکای زنجیره تأمین با پارامترهای نظارتی اشاره دارد.
با گسترش حضور کسبوکارها در سطح بینالمللی، درک تغییرات ظریف مقررات مربوط به بازارهای مختلف، بیش از پیش اهمیت یافته است. سازمان تجارت جهانی (WTO) روند رو به رشدی را به سمت هماهنگسازی قوانین امنیت دادهها در سراسر مرزها مشاهده کرده است که چالشها و فرصتهایی را برای تیم تدارکات ارائه میدهد. سازمانهایی که قادر به تعامل با رژیم نظارتی تعریفشده هستند، میتوانند با ایجاد روابط قابل اعتماد با تأمینکنندگان مطابق با قوانین در سراسر جهان، از خطرات جلوگیری کرده و همچنین خود را در موقعیت رقابتی قرار دهند.
روندهای نوظهور نشان دهنده تغییر به سمت تعادل بین تجمل و مقرون به صرفه بودن است، به طوری که برندها در حال تعریف مجدد پیشنهادات و پذیرش پایداری و شیوههای تولید اخلاقی هستند.
برندها در حال بررسی خطوط تولید جایگزین و تعریف مجدد استراتژیها هستند، مانند استفاده از فروش موفق محصولات برای گرایش به سمت پیشنهادات لوکس.
پایداری سنگ بنای تدارکات جهانی است که با تقاضای مصرفکننده برای محصولات سازگار با محیط زیست و فشارهای نظارتی هدایت میشود و بر تصمیمات منبعیابی تأثیر میگذارد.
اولویت دادن به پایداری میتواند هزینهها را تا 10 درصد کاهش دهد، نوآوری را تقویت کند و تصویر برند را بهبود بخشد و منجر به افزایش وفاداری در بین مصرفکنندگان آگاه به محیط زیست شود.
فناوریهایی مانند هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به شرکتها کمک میکنند تا تقاضا را پیشبینی کنند، موجودی را بهینه کنند و همکاری با تأمینکنندگان را برای کارایی و پاسخگویی بهتر افزایش دهند.
انعطافپذیری به سازمانها اجازه میدهد تا به سرعت با تغییرات بازار و ترجیحات مصرفکننده سازگار شوند، که این امر در یک محیط پرشتاب بسیار مهم است.
این روندها نشاندهنده تقاضای رو به رشد برای محصولات ارزشمحور، شیوههای پایدار و تولید اخلاقی است که با ارزشهای یک پایگاه مصرفکننده وظیفهشناس همسو باشد.
ادغام پایداری در استراتژیهای تدارکات، تصویر برند را بهبود میبخشد و وفاداری را در میان مصرفکنندگانی که گزینههای سازگار با محیط زیست را در اولویت قرار میدهند، ایجاد میکند.
مدلهای نوآورانه زنجیره تأمین برای افزایش بهرهوری عملیاتی، کاهش ضایعات و اطمینان از اینکه شرکتها میتوانند به طور مؤثر در بازاری که به سرعت در حال تحول است، رقابت کنند، ضروری هستند.
خرید و ادغام، مانند مواردی که شامل برندهایی میشود که به بازارهای خاص خدمات ارائه میدهند، شرکتهای مادر را قادر میسازد تا پیشنهادات خود را متنوع کرده و به طور مؤثر به بخشهای جدید مصرفکننده دسترسی پیدا کنند.
